ای عشق ،نگفتی که چرا فکر فراری؟!

خرید بک لینک

از غرور و ناز خود گر دست بر میداشتی

قهر با تو خوب هم میشد برای اشتی

شوخ بودی از همان دوران خوب مدرسه

چشم و ابرو با لبخند هم می کاشتی 

در ریاضی ظاهرا استاد هستی سخت نیست

جمع من هم با تو ما میشد محبت داشتی

جذر ما مجذور دستان تو بود و زلف تو

منحنی شد قامتم رسم خط انگاشتی

شعر گفتم تا تو را از سر کنم اما تو خود

شعر گشتی در سرم غم روی غم انباشتی

"اکبرحیدری"

ای عشق ،نگفتی که چرا فکر فراری؟!...

ما را در سایت ای عشق ،نگفتی که چرا فکر فراری؟! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 189 تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 22:56

روز وشب مونس گلهای شقایق باشد

نیست در نزد شما تلخ تر از من شاید

عاشق ان است که از اینه صادق باشد

"فهم عاشق" ندهد راه که "عاقل" باشد

کی کجا دیده که دل برده ی منطق باشد؟

همه در ساحل آرام رفیق اند و غریق

کیست در بستر امواج که قایق باشد؟

کل دنیا هم اگر با تو مخالف باشد

غم ندارم من اگر دوست موافق باشد

"اکبرحیدری"

ای عشق ،نگفتی که چرا فکر فراری؟!...

ما را در سایت ای عشق ،نگفتی که چرا فکر فراری؟! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: پنجشنبه 16 تير 1401 ساعت: 17:02

چگونه سر کند دلی که مانده در هوای تونه یاد میکنی زما ،نه می روی ز یاد ماعجب غریبه شد دلی که بوده آشنای توتو آرزوی بی محالمی فقط خدا کند نصیب ما شود گلی زچال گونه های تونسیم صبح صادقی به سرزمین عاشقان من آن گل شقایقم که گشته مبتلای تو "دوباره می نویسمت کنار بیت اخرم"*از ابتدا بخوانمت روم به انتهای توتو از کدام کهکشان بی نهایت امدیشنیده میشود زهر طرف صلا..صلای تو"اکبرحیدری " ای عشق ،نگفتی که چرا فکر فراری؟!...ادامه مطلب

ما را در سایت ای عشق ،نگفتی که چرا فکر فراری؟! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 186 تاريخ: پنجشنبه 16 تير 1401 ساعت: 17:02

عجیب اما از این بهتر مرا احوال نیست!

گله ای نیست تقصیر از دل ما بود که..!

همیشه مشکل از بد بودن اقبال نیست!

یکی باید بلد باشد پریدن را ..بله!

دلم پرواز می خواهد ولی ان بال نیست!

لب از وا نکن اینجا پر از نا محرم است!

که اینجا فعل عشق و عاشقی نرمال نیست!

کهن سالم کمی پیرم قبولش میکنم

ولی هر بت حریف این بت صلصال نیست!

مرا از من گرفتی نوش جانت ..راستی

نگفتی با که میگردی تو را احوال نیست!

"اکبرحیدری"

ای عشق ،نگفتی که چرا فکر فراری؟!...

ما را در سایت ای عشق ،نگفتی که چرا فکر فراری؟! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 223 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:56

هر چه داری رو بکن زیبا و بی پروا برقص

در میان واژه های سرد و بی معنای من

در ردیف این غزل با فاعلاتن ها برقص

ای که در جان پیله کردی پیله را پر وانه شو

حفره وا کن از نهان بیرون بیا پیدا برقص

موج سرکش بی محابا بغض دریا را شکن

با تلاطم های خود در بستر این دریا برقص

غنچه بودی وا شکفتی در دل صحرا ییم

ای گل نیلو فری در دشت این صحرا برقص

شاعری جان میدهد با واژه هایش صبر کن

واژه ای بهتر بیابد" ناوکی" حالا برقص

"اکبرحیدری"

ای عشق ،نگفتی که چرا فکر فراری؟!...

ما را در سایت ای عشق ،نگفتی که چرا فکر فراری؟! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 244 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:56

صفحه بندی